دلم از کسی گرفته که میخوام براش بمیرم ...
خدایا فاصلت با من خودت گفتی که کوتاهه از این جا که من ایستادم چقدر تا اسمون راهه فلک سیاره ی بخت من اندر آسمان گم شد ... همایونی سهیلی داشتم اندر خزان گم شد... کشیدم تیره آهی از جگر اما نشان گم شد ... زبیداد غمت در سینه ام راه فغان گم شد ... ز اندوه لبت حرف و شکایت از میان گم شد .... باز سر نوشتو انتهای آشنایی... باز لحظه های غم انگیز جدایی... باز لحظه های نا گزیر دل بریدن .. بازم اول راهو حس تلخه نرسیدن ... ....
خدایا فاصلت با من خودت گفتی که کوتاهه
از این جا که من ایستادم چقدر تا اسمون راهه
فلک سیاره ی بخت من اندر آسمان گم شد ...
همایونی سهیلی داشتم اندر خزان گم شد...
کشیدم تیره آهی از جگر اما نشان گم شد ...
زبیداد غمت در سینه ام راه فغان گم شد ...
ز اندوه لبت حرف و شکایت از میان گم شد ....
باز سر نوشتو انتهای آشنایی...
باز لحظه های غم انگیز جدایی...
باز لحظه های نا گزیر دل بریدن ..
بازم اول راهو حس تلخه نرسیدن ...
....
+نوشته شده در پنجشنبه 9 مهر1388ساعت15:28توسط یه دل که جا موند | |
می بینی خراب و داغونت شدم سوختم خوشی تو رو به تنهایی خود فروختم اگه ارزون تو رو دادم به یک دنیایی که خود نیستم چون که من زاده ی دردمو با غمهام غریب نیستم
Home Email Night Skin
راه ده ای یار مراgoodluckیادگار دوستپسر یخیشاسخین کوچولوی تنهاطبیعت وحشیای کاش می شد سرنوشت را از سرنوشتنشانه وقار (ستاره سهیل )تنها ماه می داند و رود ...آهسته با عشق تا خدا...!(شاخ نبات)راز دل دختر تنها (بمیرد روزگار با خاطراتش )من و حلقه ي زندان آنلاينغروب تنهاییچه اهميتي داره !و خداوند عشق آفريد...(صدای خاموش)بال شکسته خواهان پرواز 2مزرعه داربرای جواهر ارزشمندمکلاغستانهر کجاهستم باشم آسمان مال من است
كاش امتداد لحظه ها تكرار دوباره با تو بودن بود